العلامة المجلسي
366
حياة القلوب ( فارسي )
خواهى كه به نزد تو بيايند ايشان را بخوان به نام بزرگتر خدا تا بيايند بزودى به نزد تو به اذن خداى عز وجل « 1 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود : إبراهيم عليه السّلام هاونى طلبيد وهمگى مرغان را نرم كوبيد وسرهايشان را نزد خود نگاه داشت ، پس خدا را خواند به آن نامى كه أو را امر فرموده بود خدا كه بخواند ، پس نظر مىكرد به اجزاى پرها كه چگونه از ميان جزوها از كوهى به كوهى پرواز مىكنند ورگهاى هر يك بيرون مىآيند وبه بدنها متصل مىشوند تا بالهاشان تمام شد ، پس يكى بسوى حضرت إبراهيم پرواز كرد ، إبراهيم عليه السّلام سر ديگر را نزديك أو برد ، قبول نكرد وبه سر خود متصل شد « 2 » . به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : گرفت شترمرغ وطاووس ومرغآبى وخروس را وپرهاشان را كند بعد از كشتن ودر هاون گذاشت وكوبيد ومتفرق كرد اجزاشان را بر كوههاى أردن ، ودر آن روز ده كوه بود ، وبر هر كوهى جزوى از آنها گذاشت وايشان را به نامهاى ايشان خواند ، پس آمدند به سرعت بسوى أو « 3 » . مؤلف گويد كه : اختلافى در تعيين مرغها واقع شده است ، شايد بعضي محمول بر تقيه باشد وبه طريق روايات عامه وارد شده باشد ، ومحتمل است كه اين امر چند مرتبه واقع شده باشد وليكن بعيد است وشبههاى كه در اين باب وارد مىآيد كه چگونه حضرت إبراهيم را شبهه در باب زنده كردن خدا مردگان را عارض شد تا چنين سؤالي كرد ؟ بر چند وجه جواب گفتهاند : أول آنكه : چنانچه از راه دليل وبرهان علم داشت ، مىخواست كه از راه مشاهده وعيان نيز بداند ، چنانچه در حديث معتبر منقول است كه : پرسيدند از حضرت امام رضا عليه السّلام از قول إبراهيم عليه السّلام كه گفت : « وليكن براي آنكه دل من مطمئن شود » ، آيا در دلش شكّى بود ؟
--> ( 1 ) . تفسير عياشى 1 / 145 ؛ خصال 264 . ( 2 ) . تفسير عياشى 1 / 144 . ( 3 ) . تفسير عياشى 1 / 143 .